من ندانم باکه گویم شرح درد قصه رنگ پریده خون سرد
هرکه با من همره وپیمانه شد عاقبت شیدا دل ودیوانه شد
قصه ام عشاق را دلخون کند عاقبت خواننده را مجنون کند
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱:۱ ب.ظ توسط محمدرضا
|
در نظربازی ما بیخبران حیرانند من چنینم که نمودم؛ دگر ایشان دانند