شعر
ابر تندی درهواپیچیده وطوفان شده ـ/ اسمان گشته بخیل وابربی باران شده
می رسد زعرش خدابر بندگانش مایٔده / پس چرا جمعی شدن ستاروجمعی هایده
اینک ایمان سست گشته اهرمن خندان شده / بچه بیچاره درگهواره سرگردان شده
مرتضی گردیده کورش ایده دوران شده / شرم رفته ازمیان اماحیاحیران شده
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۶ ساعت ۷:۵۹ ب.ظ توسط محمدرضا
|
در نظربازی ما بیخبران حیرانند من چنینم که نمودم؛ دگر ایشان دانند