تبریک عید

هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز

هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز

عزیزانی که مطلب یاعکس دارنداز طریق ایمیل
mrn_abiz@yahoo.com ارسال نمایند تا بنام
خودشان دروبلاگ قراردهیم
عاشق سرگشته
ديـدن روي تـو در دلهـا شتـاب انداخته عاشق سرگشته را از خورد و خواب انداخته
انتظـار ديـدن روي تـو انـدر ايـن زمان انقـلابـي در ميـان شيــخ و شـاب انداخته
آتش عشـق تـو جانـا در زميـن و آسمان شعلـه در هفـت آسمـان و چـار باب انداخته
روشن از رخسارماهت شب بـود چون آفتاب ماه شـب بر صورت از خجلت نقــاب انداخته
تير عشقت تا به پـر بنشسته اندر سينه ام كيـن دل افسـرده را در پيچ و تــاب انداخته
تار گيسـوي تـو مشتاقـان ديـدار تـو را همچو آهـو بــره اي انــدر طنــاب انداخته
طاق ابــروي تـو جانـا قبله گـاه اهـل دل كعبـــه موعـــود را از آب و تــاب انداخته
آنكه دل بـر درگه لطف تـو دارد بي درنگ خويش را از بهــر الطـافـت بــه آب انداخته
نعـره الله و اكبـــر هـاي مشتـاقـان تـو دشمـن اســـلام را در اضطــــراب انداخته
لطف بـي پايان تـو دريايي از جـود و سخا اهـل تقــوا را در ايــن دريـا بـه آب انداخته
با قيـام خويشتـن روح خـدا پيـر خميـن كشتــي طـاغـوتيـان را در ســـراب انداخته
حيلـه و نيـرنگ دشمـن را بـه اميـد خدا چــون كـف دريــا بـه روي مـوج آب انداخته
رهبـر فـرزانـه امــروز از پيـام خويشتن هــر مخاطـب را ز گفتـــن از جـواب انداخته
خويش رادلشاد ازاين گفتن مكن عبدالحسن دشمـن اينـك مـردم مـا را به خـواب انداخته

|
اى تن تو پاكتر از جان پاك |
روح تو پرورده روحى فداك |
|
لب بگشا تا همه شكّر خورند |
ز آب دهانت رُطَب تر خورند |
|
اى شب گيسوى تو روز نجات |
آتش سوداى تو آب حيات |
|
عقل شده شيفته روى تو |
سلسله شيفتگان موى تو |
|
چرخ، ز طوق كمرت بندهاى |
صبح، ز خورشيد رُخَت خندهاى |
|
عالَم تر، دامن خشك از تو يافت |
ناف زمين، نافه مُشك از تو يافت |
|
خاك تو از بادِ سليمان بِه است |
روضه چه گويم، كه ز رضوان بِه است |
|
سايه ندارى تو، كه نور مَهى |
رو كه تو خود سايه نوراللهى |
|
خاك ذليلان شده گلشن به تو |
چشم غريبان شده روشن به تو |
|
در صدف صبح، به دست صفا |
غاليه بوى تو سايد صبا |
|
روزن جانت چو بُوَد صبح تاب |
ذرّه بُوَد عرش، در آن آفتاب |
|
گر نه ز صبح آينه بيرون فتاد |
نور تو بر خاك زمين چون فتاد؟! |
|
اى دو جهان! زير زمين از چهاى؟ |
گنج نئى، خاك نشين از چهاى؟ |
|
تا تو به خاك اندرى اى گنج پاك! |
شرط بُوَد گنج سپردن به خاك |
میلاد نبی مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت مبارکباد
آقای غلامحسن عبدالله شاعر عزیز آبیز در نخستین کنگره شعر اهل بیت (ع) که در بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی برگزار گردید مورد تقدیر قرار گرفت پیش از این با چند قطعه از سروده های ایشان آشنا شدید
میزان بارندگی آبیز در سال ۱۳۸۴ میزان بارندگی آبیز در سال ۱۳۸۵ میزان بارندگی آبیز در سال ۱۳۸۶ میزان بارندگی آبیز در سال ۱۳۸۷
۱۲۵ میلیمتر
۲۶۶ میلیمتر
۱۳۰ میلیمتر
۹۷ میلیمتر
میزان بارندگی ماهانه آبیز در سال ۱۳۸۷
فروردین ۵/۱۱ میلیمتر اردیبهشت ۱ میلیمتر خرداد - تیر - مرداد - شهریور - مهر- آبان ۱۰میلیمتر آذر ۲۶میلیمتر دی ۶ میلیمتر بهمن ۲۷ میلیمتر اسفند ۱۵ میلیمتر تا امروز ۱۵/۱۲/۸۷
بامدادان که تفاوت نکند لیل ونهار خوش بود دامن صحرا وتماشای بهار
تصویر فوق : نمایی از کوچه باغهای پایین آبیز که از پشت جاده وضلع جنوبی شهرک امروز صبح ۱۲/۱۲/۸۷ گرفته شده است
بقیه عکسها در ادامه مطلب
مـن عاشـق ديـدارم ،انگار نمـي دانـي مشتـاق رخ يــارم ، انگار نمي دانـي
من طالب رخسارش، او چهره نهان كرده اين غم شده سربارم، انگار نمي دانـي
جان مي دهم از بهـر ، يك لحظه نگاه او او نيست خـريـدارم، انگار نمي دانـي
من خاك در كويش، دربند دو گيسويش او مـي دهــد آزارم، انگار نمي دانـي
حرفم نه خريدار و جسمم نه تـوان دارد خـالي شده بـازارم ، انگار نمي دانـي
در خلـوت و تنهايي، شب را بسر آوردم روز است چو شب تارم،انگار نمي داني
نه يار و نه غمخواري، نه دست مدد كاري پيش نظرش خـوارم ، انگار نمي دانـي
پايانه ره آمــد، سيــر و سفــر مـا را مـن منتظـر يــارم ، انگار نمي دانـي
عبدالحسن اينرا خود، ميگويد و مي گويد مـن عاشـق ديدارم، انگار نمي دانـي