روز چهلم آبیز

عکسها در ادامه مطلب

عکسها در ادامه مطلب

این بچه ها هم برای اوقات فراقت وتعطیلات نوروزی خیلی عجله دارند

امسال درختان برای شکوفه زدن خیلی عجله کردند
سالها پیش یکی از معلمین روستای آبیز بنام آقای براتپور نمایشنامه ای در قالب شعر در باره آبیز اجراء نمود که یکی از اهالی پاسخ ایشان را بصورت زیر داده است .
سخن از روستـا گفتــي براتپـور شكايتهـا نمـودي جـور و واجـور
كه مشكل هست در روستا فراوان ز امكانـــات راه و پختــن نــان
بلي در روستا مشكـل زيـاد است ولـي مـارا دگـر چيـزي بياد است
اگر چه كوچـه هايش پر گـل آيه كـه در او رفـت و آمـد مشكل آيه
گل خوشبــوي از اين گل برويـد گلـي كـز گـل نمي رويـد نبويـد
درون خانه گـر كاسـك و كمـايه بـراي كـــرم معــده كيميـايـه
يكي گر ميخورد مـرغ و فسنجان كمـا دارد يكـي در سفــره با نان
يكـي آمــوزگــار كــودكـانـه يكـي هـم گـاوهـا را مـي چـرانه
بــرادر رمــز همكــاري همينـه اســاس كــار در دنيـــا چنينه
يكـي درد و يكـي درمـان پسنده يكـي ديـن و يكي ايمـان پسنده
يكـي در فكـر نانـي پـاك باشـه يكـي در فكـر آب و خـاك باشـه
براتپــور كـار فيلـم ظالـم آبـاد رهـا بنمـا بـرو ســـوي سنابـاد
بـرو انـدر خـراسـان و سفـر كن بــرو اهـل خـرد را بـاخبـر كـن
گـذارت گـر فتـد در حـاجي آباد چه شد که حـاجـي آباد گشت آباد
همانجـايي كه تابلـو نصـب گشته نظر كن حـق آبيــز غصـب گشته
ازو ديـدار خــود را مختصـر كـن بـرو زودي بـرو زودي سفــر كـن
سمند خويشتـن را تنـد تـر كـن دو منزل را به يك منـزل سفـر كن
شبانگـه گـر رسيـدي در خراسان اگر چه نيست كاري سهل و آسـان
بــرو اول دلــت را شستشـو ده پس آنگه دست و صورت را وضو ده
شـب انـدر بارگـاه كبـريـا بـاش بــرو در خدمـت شـاه رضـا بـاش
در آنجـا رو بـدر گـاه خــدا كـن شفيـع خويشتـن امـام رضــا كن
طلــوع صبـح صادق چون اثر كرد مــؤذن مـرد و زن را با خبـر كرد
دو بـاره رو به در گـاه خــدا كـن نمــاز واجـب خـــود را ادا كـن
از آنجـا پـس بـرو نقـل مكـان ده پيـام مـا بـه پيـش ايـن و آن ده
بـــرو در جـايگــاه انتشــارات بــرو پيـش مـديــر اطـلاعـات
بــرو از جـانـب مـا درد دل كـن همـه گفتــار مـا را منتشـر كـن
بگــو آبيــز افتـاد از نظــر دور ز غمهـاي زمـانـه گشتـه رنجـور
بُد او مشهـور بر آبيــز زيـركـوه نهــاده سـر بــروي دامـن كـوه
دو چشــم روشـن او دو قنـاتـه كـه در سـر بـاقيــات الصالحاته
اگــرچـــه آب بـازارش روونـه اميــد مـــرد و زن آب كلــونـه
دو ابـرويـش دو تا خـال سيـاهه در ابـروي يمينـش بـوسـه گـاهه
بــراي بــوسـه گـاه اهـل تقـوا بصــورت دارد او خــال مسيحـا
هـزيـره كـه مـزاري از قـديمـه عـلاءالـديــن آبيـــزي مقيمـه
حــدود بــاغ خـانـه گــردن او ســر او استـــواره بــر تــن او
قنـات بــاغ آنــي هسـت بينـي ولـي خشكـه در او آبــي نبينـي
دلــي خـالـي زكبـر و كينـه داره درخـت ســرو روي سينــه داره
سه تا مسجـد كه درمعني چو قلبـه سـر ده و وســط پـاييــن قلعـه
جـلال آبــاد بـاشــه فاضـلابـش خـدا داده خـدا كــرده جـوابـش
بگــو آبيــز مـا امّ القـــري بـود نيابـت از حكـومـت در سـرا بـود
سـراي خـان گـــواه ايـن بيـانـه عيـان باشد چـه حاجـت بـه بيانه
دمـي ميـر ممد و ميـر مرتضي بود سپس مير عبد الله يش كد خدا بود
در او يـاور بـد و ميـر حاجي عباس ولي افسوس شيطان كرد وسـواس
هـم اكنـون انـدريـن دور و زمانـه كـه داده دسـت اين و آن بهـانـه
شتــر را در قفــاي خـر كشيدنـد زكـور و نـاس دو يـاور كشيـدنـد
بدهـداري ســر مــا گـرم كردنـد بـدينگـونـه دل مـا نرم كـردنـد
دمـاغ ايـن و آن را چــاق كـردنـد به حيلـه روبهـي در بــاغ كردند
كلاغـي را پـي بلبـــل گــرفتنـد تعفّـن را بـه بـوي گــل گرفتنـد
حالا بـر حـق آبيــز گــل آبيـــز شـده روبـاه بـا شيــري در آويـز
از اينـرو انـدكـي دل كــور گشتـه رمق از دسـت و پايـش دور گشته
ازيـن نـاراحتـي بر خــود نيــاورد به پيش خويشتـن فكـر دگـر كرد
كـه اصـل كــاردر فرهنــگ باشـد از اين تا آن دو صد فرسنـگ باشد
بلي آبيــزدلـي چــون سنـگ داره كه صد سال مدرك فرهنــگ داره
دمـي كه شـوكت آبــاد و قهستـان روان شـد كودكانـش به دبستـان
در آن ايـام آبيــز هــم بپـا شـد دبستـان منـوچهــري بنـا شـد
دگر ای دوست تو ترك سخـن كن سخـن كـوتاه در ايـن انجمن كن

راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال آبیز خیلی باشکوه تر از هر سال بود
عکسها در ادامه مطلب

کاروان پیاده روستای افین امروز صبح مورخه ۲۱/۱۱/۸۷عازم مشهد مقدس گردید

آقای محمد صالی
متولد سال ۱۲۸۰ هجری شمسی وی در بدو تاسیس دبستان منوچهری آبیز که اینک یکصدسال از تاسیس آن می گذر دانش آموز بوده ُ ایشان تعداد هفت همسر اختیار کرده است تصویر بالا حضور نامبرده را در پیاده روی بزرگ خانواده ها در آبیز نشان می دهد که یکعدد سکه طلابخاطر پیاده روی مسیر ۴کیلومتری به ایشان اهداء گردید
من زیرکوه هستم
وجه تسمیه ( چرا زیرکوه ) و محدوده جغرافیایی
در شرقی ترین نقطه از سرزمین قهستان که وسعت آوازه اش از برگ برگ سفرنامه ناصرخسرو و بهارستان آیتی به گوش می رسد ، منطقه ای وجود دارد با نام (( زیرکوه )) شاید برای خیلی ها این سوال پیش آمده باشد که چرا زیرکوه ؟
در پاسخ باید گفت که مهم ترین ارتفاعات این منطقه رشته کوه شاسکوه وآهنگران به طول تقریبی 30 کیلومتر مانند کمربندی بخش مرکزی شهرستان قاین را از این منطقه جدا ساخته و عمده ساکنان این منطقه یا در حاشیه این رشته کوه و یا در دشت وسیعی که محدوده آن را می توان چنین ترسیم نمود روزگار می گذرانند :
از شمال به شهرستان خواف – از جنوب به بخش اسدیه – از شرق به کشور افغانستان و از غرب به شهرستان قاین . آنچه مهم است حساس بودن این منطقه به دلیل همجواری با کشور افغانستان به طول 150 کیلومتر و مهم تر از آن غیرت و شجاعت مردان این منطقه در رویارویی با اشرار و میلشایی های پا برهنه اما جسور این کشور جنگ زده است که ما حصل آن به خون خفتن عزیزانی است که امنیت را با خون خود به مردمان این منطقه ارزانی داشتند .
از نظر اکولوژیکی
از نظر اکولوژیکی منطقه ای گرمسیر با رندگی های خفیف و پوشش گیاهی مناسب در مراتع است ، این پوشش دامداران را برای گذران یار و یاور بوده است .
بعد از انقلاب به فرمان حضرت امام خمینی رحمت ا... علیه با حفر بیش از 50 حلقه چاه کشاورزی چهره خشن فقر و نداری زدوده شد و دیگر ، مردان این منطقه تجربه سر گذر را فراموش کردند و با همتی والا در زمین خود مشغول شده و روزی زن و فرزند را با عنایت پرودگار به خانه هایشان ارزانی داشتند . البته زلزله ویرانگر سال 1376 و خشکسالی های پی در پی باعث شد که مجدداً چهره غم و نگرانی اقتصادی را نظاره گر باشیم .
از نظر جامعه شناسی
از نظر جامعه شناسی مردمان این منطقه زحمتکش ، با غیرت ، مهمان نواز و روشن به مسائل سیاسی ، اجتماعی روز بوده و سهم به سزایی در دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس ایفا نموده اند که وجود شصت شهید گرانقدر و تعدادی آزاده و جاویدالاثر خود گویای این مطلب است .

امروز پنجشنبه ۱۷/۱۱/۸۷ بیمارستان آبیز

بیست ویکم بهمن ماه شاهد افتتاح بزرگترین پروژه نوسازی مدارس خراسان جنوبی
(مرکز پیش دانشگاهی ابوریحان بیرونی آبیز ) خواهیم بود
ضمنا ساختمان آتش نشانی آبیز هم زمان افتتاح خواهد شد
