










ضمن تشکر از همه عزیزانیکه بانظرت خوبشان مشوفق من در ارائه موضوعات وبلاگ شده اند
از هادی آقای گندمکار هم که اظهار ارادت نموده اند تشکر می کنم و بنا به درخواستشان تصویری
ا ز استادغلامحسن عبداله زاده به انضمام دوقطعه شعر که در ادامه مطلب آمده یکی در مورد زلزله
ودیگری در مورد شاسکوه که جدیداْ سروده اند را در این پست گذاشتم ضمناْ دیوان اشعار ایشان در
تابستان ۷۸ به چاپ رسیده است
شعر ها در ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدرضا در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ساعت 21:32 موضوع | لینک ثابت
خوشم كه شعر سرايم من از براي معلم سلام بـر دل پر مهـر و باصفـاي معلم
در ايـن ســروده ناقـابلـم نمي گنجد كه بازگو كنم يك مطلب از عطاي معلم
محبّـت و زحماتـش نمــي رود ازيـاد چو در كرانه قلب مـن است جاي معلم
به احتـرام معلـم هميشـه مي بـوسم كتاب را كـه بـــود يـار بـاوفـاي معلم
مـرا زظلمـت نابخــردي بــدر آورد سزا بـود كه نهـم سـر بجـاي پاي معلم
هنــوز درس الفبـــاي او بيــاد آرم بگـوش مي رســدم باز آن صداي معلم
هنوز ديكته ي او در دلـم نهفتــه بود هميشـه بـود بانشـاي مـن نگـاه معلم
چو مي رود در مسجد نظـاره گر باشم كـه بـر دم در او هسـت رد پـاي معلم
نشستـه بهـر قـرائـت مقابـل قـرآن بگـوش دل شنـوم صـوت دلرباي معلم
هنـوز وقـت نمـازش بخـاطـرم باشد از آن قعـــود تميـز و قيـامهـاي معلم
هنـوز ياد من آيـد زخنـده رويـي او چقـدرپاك و لطيف است گفته هاي معلم
چراغ راه هـدايـت بـود مسلمـان را اگـر كــلام حقيقـت رسـد زنـاي معلم
زافتخار معلم هميـن بـس است او را كـه مرتضـاي شهيد است رهنماي معلم
هنـوز هـم بـه ســراغ معلمـم آري كه او غنـي و منم در مثـل گـداي معلم
مگوكه وقت گذشته كه چون ابوريحان روا بـود كه دهم جان به پيش پاي معلم
هميشه مي كنـد عبدالحسـن دعا اما مگـر جزاي معلـم دهــد خـداي معلم
سراینده : استاد غلامحسن عبداله زاده
1381 خورشيدي
نوشته شده توسط محمدرضا در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ساعت 10:18 موضوع | لینک ثابت
هیئت کوهنوردی شاسکوه از عزیزانیکه مایلند به عضویت در آیند دعوت می کند جهت ثبت نام به دفتر هیئت مراجعه نمایند
مدارک لازم :
یک قطعه عکس
فتوکی کارت ملی
فتوکی شناسنامه
مبلغ ۵۰۰۰تومان برای بیمه
ضمنآً امسال سفرهای خارج استانی هم خواهیم داشت
رئیس هیئت کوهنوردی شهرستان زیرکوه ناصحی
نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه هجدهم فروردین 1392 ساعت 23:4 موضوع | لینک ثابت
۱- سرود قدیمی از مصطفی عباسی وهمکلاسیهایشhttp://www.aparat.com/v/b1eho
۲-فوتسال قدیمی داخل سالن ورزشی آبیز به گزارشگری شیرزاد http://www.aparat.com/v/ewqn4
۳-سوم فروردین ۱۳۹۱ خسروی وهادی حسنی http://www.aparat.com/v/1dq8e
۴-میلاد پیامبر اکرم (ص) وسرود محمد رضا جانی http://www.aparat.com/v/g5tri
۵-کوچه آسیا ومحله سور آبیزhttp://www.aparat.com/v/l2wva
۶-اربعین بعد از زلزله ۷۶ http://www.aparat.com/v/ohsxu
۷-شب عاشورا محرم ۷۷ مداحی برادران حسینی http://www.aparat.com/v/bb2js
۸-رفتگان آبیز افراد مسن http://www.aparat.com/v/lfupt
۹- قبرستان آبیز محرم ۷۵ http://www.aparat.com/v/tnave
۱۰-تاسوعای ۷۵ قبرستان آبیز http://www.aparat.com/v/gj196
۱۱-آخرین نماز جمعه قبل از زمین لرزه اردیبهشت 76 مرحوم حاج ناصحی http://www.aparat.com/v/bsrzx
۱۲-همکاری فرهنگیان در برگزاری آخرین نمازجمعه قبل از زلزله http://www.aparat.com/v/slzkz
۱۳- سرود راهنمایی شهید دادی شاهرخت به مناسبت ۱۲اردیبهشت سال ۱۳۷۶ روز معلم
نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ساعت 23:56 موضوع | لینک ثابت
زن
چند بار وارد داروخانه شد وباز پشیمان از در بیرون رفت . فروشنده دارو که از ابتدا
قیافه زن برایش آشنا جلوه می کرد متوجه ورود و خروج چند باره زن شده بود و چشم به
حرکات زن دوخته بود. زن که انگار چاره دیگری نداشت سرش را بالا آورد و با استیصال
زیر لب گفت: خدایا آبرومو سپردم دست خودت.
وقتی وارد داروخانه شد داروخانه چی انگار که
منتظرش باشد مشتری های دیگرش را رها کرد و به سمت زن آمد. زن با چادر رو گرفته خود
که از فرط خجالت آن را کیپ تر گرفته بود به مرد اجازه نمی داد که سن و سالش را حدس
بزند اما فروشنده داروخانه از صدای گرفته زن حدس زد حول و حوش 40- 50 ساله باشد.
سر پایین و چشمهای به زمین دوخته شده و صدای
آرام و گرفته زن باعث شد که مرد سرش را جلو بیاورد و گوشهایش را تیز کند.
آقا ببخشید من سه چهار ساعت پیش از شما یک سری
دارو گرفتم که حالا می خواهم پسشون بدم و سپس کیسه دارویی که چند قلم قرص و شربت
داخل آن بود را روی پیشخوان گذاشت و منتظر جواب مرد شد.
داروخانه چی که نمی توانست کنجکاویش را پنهان
کند گفت: چرا حاج خانم .الحمدلله کسالت بر طرف شده؟
زن نیم نگاهی به مرد انداخت و سعی کرد بغض فشرده
شده در گلویش را قورت دهد: نه،اما لطفا داروها را از من پس بگیرید.
مرد که تا کنون به چنین موردی برخورد نکرده بود،
گفت: حاج خانم شرمنده ،دارو را نمی شه پس داد . کمکی دیگه ای احتیاج دارید در
خدمتم.
دارو فروش که یک چشمش به انبوه مشتریان ایستاده
در صف بود و چشم دیگرش به زن، نیم نگاهی به کیسه داروها کرد و گفت:اگر این داروها
را با بیمه تهیه کرده باشید قیمتی ندارد .نهایتا 1500 تومان می شود.
ماجرا که برای مرد جالب شده بود قید مشتریانش را
زد و باز پرسید: مسمومیت بچه تان بر طرف شد؟ اگه درست یادم باشه صبح با یه دختر
بچه کوچیک اینجا آمدید.
زن که از یک طرف از دست کنجکاوی های مرد کلافه
شده بود و از طرف دیگر واقعا در مضیقه قرار داشت ترجیح داد رک و پوست کنده ماجرا
را برای مرد تعریف کند تا هم خیال او را راحت کند و هم خود را از این استرس رنج
آور برهاند.پس برای شروع تک سرفه ای کرد و گفت:صبح که از خواب بیدار شدم متوجه شدم
زهرا تب کرده. فکر کردم از همین سرما خوردگیهای معمولیه که هر چند وقت یکبار می
گیره. وقتی داشتم پاشویه اش می کردم متوجه شدم که معده اش آشوبه و حالت تهوع داره.
تا وقتی به درمانگاه ببرمش چند با آب زرده معده بالا آورد و ضعف شدید داشت. دکتر
وقتی معاینه اش کرد گفت احتمالا مسمومیت غذایی پیدا کرده و با مصرف این داروها تا
غروب خوب میشه. با 2000 تومان داخل کیفم این داروها را تهیه کردم و یک مقدار ماست
گرفتم تا با کته و ماست شکم بچه ام را سیر کنم.
اما هنوز به خانه نرسیده بودم که پسر همسایه مان
که دکتراست کودک مریض را بر روی دستم دید و از سر دلسوزی وسط همان کوچه بار دیگر
او را معاینه کرد و چند تا سوال از من پرسید. وقتی متوجه شد که پزشک در مانگاه
بیماری او را مسمومیت تشخیص داده و وقتی داروهایش را دید به شدت عصبانی شد و به من
گفت نیازی نیست که داروها را به زهرا بدهم چون باعث مریضی دخترم نه غذای فاسد که
میکروب خطرناکی است که از طریق هوا وارد لایه های مغزیش شده و اگر او را زود به
بیمارستان نرسانم خدای نکرده دچار فلج مغزی می شود.
مرد گفت: مننژیت
زن که انگار اسم آشنایی را شنیده باشد سریع گفت:
آره همین کلمه را گفت. حالا باید این بچه یتیم را به بیمارستان برسانم و گرنه نمی
دونم چه بلایی به سرش می آد. تا اینجاش هم خدا کمک کرد که پسر همسایه مان زهرا را
دید و تشخیص درست مریضی اش را داد حالا هم شما کمک کنید این داروهای دست نخورده را
پس بگیرید تا من بتوانم با پولش بچه ام را به بیمارستان ببرم. ما بقی اش هم خدا
بزرگه.
مرد داروخانه چی هیچ نگفت و از اینکه با
کنجکاویش باعث عذاب زن شده بود شرمنده شد. از پیش زن رفت و پس از مدتی با دسته ای
اسکناس بازگشت و گفت: دکتر داروخانه به من سپردند که به شما بگویم اگر برای درمان
زهرا باز هم نیاز به کمک داشتید روی ما حساب کنید.
زن که اینبار اشکانش را از سر شوق نمی توانست
کنترل کند نگاهی قدر شناسانه به مرد کرد و از داروخانه بیرون رفت و مرد داروخانه
چی زن را دید که وقتی پایش را از آخرین پله داروخانه بر زمین گذاشت سرش را به سوی
آسمان برد و نفس تنگ حبس شده در سینه اش را به یکباره بیرون داد.
نوشته شده توسط محمدرضا در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ساعت 19:43 موضوع | لینک ثابت
![]()
بژند یکی از سبزیهای مقوی وپر انرژیست که معمولاً در مزارع زعفران می روید
نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ساعت 21:47 موضوع | لینک ثابت
![]()
سومین شخصیت را شناسایی کنید
باتشکر از کلیه عزیزانیکه نسبت به حقیر ارادت داشته اند
نوشته شده توسط محمدرضا در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ساعت 19:10 موضوع | لینک ثابت
![]()
به مناسبت ایام الله دهه ی مبارک فجر جام والیبال شهرستان زیرکوه با همکاری کانون فرهنگی شهید صیاد شیرازی آبیز واداره تربیت بدنی شهرستان زیرکوه در محل سالن ورزشی شهر آبیز برگزار شد که تیمهای کانون صیاد شیرازی آبیز وشرکت آسمان خراش قهستان شهر اسفدن به مرحله فینال راه یافته اند که تیم کانون صیاد شیرازی آبیز تیم برتر مسابقات سال 1391 شد
سایر عکسها در ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمدرضا در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ساعت 10:53 موضوع | لینک ثابت
![]()
نوشته شده توسط محمدرضا در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ساعت 20:52 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

عاشقان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داندکه دراین دایره سرگردان است
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
میزان بارندگی آبیز
۹۱/۸/۹ : ۱۳ میلی متر بارندگی
۹۱/۸/۱۰ : ۲میلی متر
۹۱/۹/۵ صبح : ۲ میلی متر
۹۱/۹/۷ بعداز ظهر :۱۱میلی متر
91/9/8 صبح:۴ میلیمتر
91/9/17 صبح :4میلی متر بارندگی
91/9/22 بعد از ظهر 20میلیمتر
91/9/23 صبح 11/5میلیمتر
91/10/7 صبح 12میلیمتر بارندگی ارتفاع برف 8سانتیمتر
91/10/19صبح 1/5میلی متر بارندگی
91/11/11 صبح 4 میلیمتر بارندگی
91/11/13 بعد از ظهر11میلیمتر بارندگی
91/11/15 صبح 3میلیمتر بارندگی با رعد وبرق
91/11/16صبح 20میلیمتر بعد از ظهر3/5میلیمتربارندگی
91/11/17صبح 3/5میلیمتر بارندگی
91/11/26صبح 16/5 بعد ازظهر7میلیمتر بارندگی
91/12/7 صبح 27میلیمتر وعصر 17.5میلیمتر بارندگی
91/12/8 صبح 6.5میلیمتر بارندگی
91/12/18 صبح 1میلیمتر بارندگی
91/12/22 صبح 14/5میلیمتر بارندگی
92/1/2 صبح 19/5 میلیمتر بارندگی
92/1/18بعد از ظهر 3میلیمتر بارندگی
92/1/19 بعد ازظهر 1/5میلیمتر
92/01/22 بعد ازظهر 12میلیمتر بارندگی
92/01/26 صبح 1/5 میلیمتر بارندگی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY